خرید بک لینک

شب که به نیمه می رسد بیشتر دلتنگت می شوم....

سجاده عشق را رو به سوی تو می گشایم و دست نیازم را به سمت تو دراز می کنم....

تو که هستی...

.از همان آغاز آفرینش ، از همان آغاز بودن....

مدتی می شود که گرمای آغوشت را احساس می کنم.....

هر چه دل شکسته تر می شوم حضورت پر رنگتر می شود ....

هر چه از دنیای تو بیشتر فاصله می گیرم ،

فاصله ام با تو کمتر می شود....

و افسوس من زمانی بیشتر می شود که تو را از همان دم داشتم و فکرم گریز می زد به تصورات خیالی...

و چقدر مهربانی تو...

مهربانیت را زمانی فهمیدم که دست از خلق شسته و به تو پناه آوردم...

در بند غل و زنجیر گناه بودم و قدمهایم سست بود و روی آمدن نداشتم....

و تو چه زیبا صدایم کردی....

نگاهت کردم....

احساست کردم و با تمام وجود پناه آوردم به آغوش تو....

بهترین قاضی بودی و بخشنده ترین رفیق....

جرمم را دیدی و باز پذیرفتیم....

برچسب: بهترین رفیق,بهترین رفیق کیست,بهترین رفیق من,بهترین رفیقم,بهترین رفیق خدا,بهترین رفیق تنهایی,بهترین رفیق سیگار,بهترین رفیقا,بهترین رفیقای دنیا,بهترین رفیق مرتضی پاشایی, نویسنده: ساناز حسینی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 7:24

صفحه بندی