خرید بک لینک

1 1 1...

می دانی وقتی میگویی این نیز بگذرد چه دردی را از سینه می گذرانی...میدانی همه این بگذردهایی که می گویی عمری از تو می برد...می گویی می گذرد ولی این زخم شاید دیری نگذرد باز سر باز کند و بسوزانتت...میگذرد اما تلخ ... پیش می رود اما به چه قیمت... به قیمت سوزاندن بهترین دقیقه ها و ثانیه ها و لحظه های عمرت...میگذرد و باز زیر لب میگویی این نیز میگذرد... تمام غم ها و سختی ها و شادی ها می گذرند و  دفتر خاطرات زندگیت پر می شود  از حسرت ها و ای کاش ها... 
این نیز میگذرد فقط یادت باشد آنچه را که از سر می گذرانی باری دیگر به تماشایش ننشینی...بگذاری توی صندوقچه و قفلی اهنی بر درش زنی و هرگز سراغش را نگیری و پی اش نروی... نمی شود توهم نروی باز ذهنت تو را به آن روزها می کشاند... به ثانیه و لحظه های آن روزها... و باز می بینی زخمی بعد از مدت ها سرباز کرد و باز دلت مملو شد از تمام خاطرات رفته ت... می بینی پس نمی گذرد... هر آنچه در زندگی رخ می دهد نقطه ای می شود در میان خاطراتمان.چه تاریک باشد چه روشن.... فراموشی در دنیایمان معنایی ندارد... آن هایی که آمدند چند روزی ماندند و رفتند....حک شدند در قاب خاطرات.... هرچند گاه یادشان که می افتیم دلتنگ آن روزها می شویم و باز تهش می رسیم به ای کاش ها و حسرت ها و نداشتن ها....


 


برچسب: نویسنده: ساناز حسینی تاريخ: پنجشنبه 8 ارديبهشت 1401 ساعت: 0:20

صفحه بندی